*چنار سایه‌های گذشته، در دل تاریکی هجرت*

چنار، کودکی‌ست با چشم‌هایی که قصه‌های زیادی برای گفتن دارند. از همان سال‌های اول زندگی، روزگار با او مهربون نبود؛ کوچ اجباری و خانه‌ای که به جای امنیت و آرامش، پر از تنش بود. اما حالا از همه‌ی آن روزها، فقط یک قاب تار و مبهم در گوشه‌ی ذهن اوست؛ نه چیزی برای ماندن، نه چیزی برای تکرار.

*گام‌های دوباره، از درد به سوی روشنایی*

زمانی که چنار به خانه آوا آمد، تنها شش سال داشت و در دلش دردهای فراوانی نهفته بود. تحت نظر روانشناس و روانپزشک قرار گرفت و به مدت یک سال، داروهای روانپزشکی مصرف کرد. به تدریج، او از یک کودک بی‌صدا و در خود فرو رفته، تبدیل شد به دختر پر شوری که می‌تواند با دیگران ارتباط برقرار کند. به خاطر شرکت در کلاس‌های آموزشی خانه آوا، حالا به راحتی در جمع‌های دوستانه حاضر می‌شود و با شیطنت‌های کودکانه‌اش شادی را در فضای خانه می‌پراکند. چنار نه تنها از نظر روانی، بلکه از نظر جسمی نیز پیشرفت چشمگیری داشته است. جراحی‌هایی که بر دست و پای او انجام شد، وضعیت جسمانی‌اش را بهبود بخشید و مشکلاتی که روزگاری از رشد طبیعی او جلوگیری می‌کرد، در حال درمان است. اما مهم‌تر از همه، چنار به طور قابل توجهی توانسته است از آسیب‌های گذشته‌اش فاصله بگیرد و در مسیر بهبودی قرار گیرد.

*آینده‌ای روشن، گام‌های امید*

گاهی خنده‌ها و بازیگوشی‌های چنار را تماشا می‌کردم و باورمان نمی‌شد که او همان دختر غمگینی‌ست که روزی ناامید و نحیف به خانه آوا آمد. آینده‌ای که روزگاری برایش تاریک و مبهم به نظر می‌رسید، حالا با نور امید روشن است. خانه آوا با مشاوره‌های منظم روانشناسی و آموزش هنرها و مهارت‌های مختلف، به چنار کمک کرد تا گام به گام به سوی استقلال پیش برود. هر روز، چنار یاد می‌گرفت که چگونه با تمام مشکلات گذشته‌اش مواجه شود و به روزهای پیش‌رو نگاه کند. با تلاش مسئولان خانه‌ی آوا چنار برای “طرح میزبان” آماده شد و خانواده‌ای مهربان او را در کنار خود پذیرفت. چنار لحظه‌های شیرین و پرشور شادابی کودکانه‌اش را به آن خانواده هدیه داده‌است و حالا که زندگی در یک خانواده‌ی حمایت‌گر را تجربه می‌کند و تمرین می‌کند، امیدواریم توانسته باشیم او را به سمتی هدایت کنیم که در جامعه فردی مستقل، توانمند و قدردان باشد.