*بلوط، کودک پرتابشده در تندباد روزگار*
بلوط، دختری باهوش و بااخلاق، در خانوادهای تحصیلکرده به دنیا آمد، اما از آنجا که ازدواج پدر و مادرش با مخالفتهای خانوادههایشان همراه بود، آنها مجبور شدند به تهران فرار کنند. خانوادهای که حالا با سه فرزند روزگار میگذراندند، دچار طوفان خانمانسوز اعتیاد شد و از آنجا که هر دوی والدین اسیر غول دود شده بودند، به دلیل ارتکاب جرائم و مشکلات قانونی راهی زندان شدند. خانواده از هم پاشید و فرزندان آواره خیابانهای تهران شدند. در این میان، بلوط و برادر کوچکش به بهزیستی سپرده شدند و برادر بزرگتر نزد جد پدری ماند. این تجربه تلخ، بلوط را به گونهای پرورش داد تا دخترکی به این کوچکی، قلبی بزرگ، درک بالا و روحیهای قوی داشته باشد.
* حال — «خانه آوا، پرورش خلاقیت و اعتماد»*
بلوط در تیر ۱۴۰۲ به خانه آوا آمد. فاقد مدارک هویتی بود، اما با تلاش مربیان، در مدرسه ثبتنام شد و با نمرات عالی مسیر تحصیلش را با موفقیت پیش برد. او از نعمت سلامت جسمی و روانی برخوردار است، اخلاق و رفتار مثالزدنی دارد و همواره با اهالی خانه آوا در نهایت بزرگواری و درایت رفتار میکند. با تصمیم مددکار، بلوط چند بار برای ملاقات با مادر به زندان رفت، اما مادر تمایلی به دیدار او نداشت و این تجربه بر خاطرات تلخ او افزود و سپس با تصمیم دادگاه، حضانت از پدر سلب شد. بلوط از اینکه برادر کوچک به فرزندخواندگی پذیرفته شدهاست، شادی و آرامشی را حس کرد که او را به آیندهای بهتر امیدوار میکند.
*فردا — «بلوط، مسیر خلاقیت و امید»*
بلوط امروز یکی از اعضای خلاق و فعال خانه آواست؛بسیارعلاقمند به ورزش است و در فعالیتهای گروهی حضور پررنگی دارد. داستان زندگی او نشانهی خوبیست برای یادآوری اینکه حتی پس از بزرگترین مشکلات خانوادگی، کودکان میتوانند شکوفا شوند، با حمایت جامعه، امنیت و اعتماد را تجربه کنند و مسیر روشن و امیدوارکنندهای در پیش بگیرند. بلوط با مسئولیتپذیری و خلاقیت همیشگیاش، تلاش میکند از فرصت مهارتآموزی در خانهی آوا استفاده کند و هر روز کمی بیشتر به آیندهای روشن نزدیک شود.