*بخش اول: دو ریشه از یک تنه – قصهی نارون و لاله*
در سال ۱۳۹۴، حادثهای سهمگین زندگی سه خواهر را از هم پاشید.
پدر، در یک تصادف ناگهانی جان باخت.
مادر، تاب فراق نیاورد و در سراشیبی افسردگی فرو رفت؛ زنی پژمرده، فرورفته در سکوتی غمزده که هر روز دخترانش را بیشتر از آغوش خود دور میکرد.
خواهر بزرگتر، گرچه خود مستقلاً زندگی میکرد، اما به سبب محدودیتهای شخصی و شرایط دشوار، توان نگهداری از خواهران کوچکتر را نداشت.
تا آنکه یک روز مادر دست نارون و لاله را گرفت و بیکلام، آنها را مقابل درِ بهزیستی رها کرد.
نه التماس، نه بدرود؛ فقط سکوت بود و رفتن.
*بخش دوم: آوا؛ مکانی برای دوباره ریشه زدن*
در مردادماه ۱۴۰۳، نارون و لاله وارد خانه آوا شدند؛ بدون شناسنامه، با نگاهی مبهم که معلوم نبود پر از امیدِ است یا لبریز از ناامیدی.
خانه آوا بلافاصله برای احراز هویت و دریافت شناسنامهشان اقدام کرد.
از درس و مدرسه بازمانده بودند و حالا به دلیل تفاوت سنی با مقطع تحصیلی، ثبتنام رسمی ممکن نبود؛ اما مسیر آموزش متوقف نماند.
امکان آموزش از طریق معلم خصوصی برایشان فراهم شد و کلاسها نه تنها فضای آموختن، بلکه فرصتی برای بازسازی اعتماد به نفس آنها بود.
در هنرهای دستی، از جمله گلآرایی و دستبندسازی، استعداد چشمگیری نشان دادند و صدای موسیقی نیز برایشان همچون واژههایی تازه شد تا آنهمه احساسات فروخورده را بیان کنند.
همزمان با پرورش ذهنی، روانی و مهارتی، زیر نظر متخصص غدد هستند تا وضعیت رشد جسمی و سلامتشان به دقت پیگیری شود.
*بخش سوم: آینده – در آستانهی بودنِ دوباره*
در مدت حضورشان در خانهی آوا هیچکدام از بستگان سببی یا نسبی، قدمی برای بازپسگیری یا دیدار دو خواهر برنداشتهاند.
و بنابراین در پی بررسیهای قضایی و با پیگیری مددکار خانه آوا، حکم سلب حضانت والدین صادر شد. اکنون نارون و لاله آمادگی ورود به طرح «میزبان» و «فرزندخواندگی» را دارند.
این مسیر، درگاهی به سوی یک خانه جدید و گامی برای داشتن خانوادهای واقعیست.
خانوادهای که اگرچه به ظاهر همخون نیست، اما مانند یک خانوادهی واقعی سرشار از مهر و آمادهی خواستن باشد.
دو خواهری که زمانی بیپناه رها شدند، امروز در انتظار خانه و خانوادهای هستند که پذیرای وجود پرمهرشان باشد و درگاه ورودشان به زندگی جدید را فراهم کند. لاله و نارون شخصیتی حمایتگر دارند؛ آرام، پذیرا و همراه. خانوادهی مهربانی که پذیرای آنها شود؛ از ادب، نجابت و مهرشان شگفت زده خواهد شد.